الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

246

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

نموده‌ام » . ( 1 ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى اهل بقيع ، استغفار نمود و سپس به خانهء خود مراجعت نمود « 1 » . پس عايشه به استقبالش آمد در حالى كه از سردرد مىناليد و مىگفت : آه ! سرم . پيامبر فرمود : « بلكه من به خدا اى عايشه ! مىگويم : آه ! سرم ، چه زيانى به تو مىرسد كه پيش از من بميرى و من به تجهيز تو بپردازم و تو را كفن كنم و بر تو نماز بخوانم و به خاكت سپارم » . ( 2 ) عايشه از اين سخن برآشفت و گفت : « به خدا گويى تو را مىبينم اگر چنين كنى به خانه‌ام برمىگردى يا با يكى از همسرانت همبستر مىشوى » . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تبسم فرمود « 2 » و با همسران خود ديدار نمود در حالى كه خود را نيازمند پرستارى مىديد ، پس از همسرانش اجازه خواست تا در خانهء عايشه پرستارى شود . آنها به وى اجازه دادند و آن حضرت در حالى كه سر خود را بسته و به على بن أبي طالب و عمويش عباس تكيه داده و از شدت بيمارى قادر نبود به روى پاهاى خود بايستد ، خارج شد و به خانهء عايشه وارد گرديد . ( 3 ) سريهء اسامه جريانات حزبى براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روشن گرديد و مطمئن شد كه آنها با نقشه‌هاى خود در تلاشند تا خلافت را از اهل بيت عليهم السّلام دور سازند و دريافت كه

--> ( 1 ) البداية و النهاية 5 / 224 . ابن هشام ، سيره 4 / 642 . طبرى ، تاريخ ، ص 188 . و منابع شيعه ذكر كرده‌اند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هنگامى كه بيمارى را احساس نمود ، دست على را گرفت و مردم به دنبالش رفتند پس به سوى بقيع رفت و براى اهل آن ، استغفار نمود . ( 2 ) البداية و النهاية 5 / 224 - 225 .